زندگی عاشقونه مازندگی عاشقونه ما، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 26 روز سن داره
عشقم محمد امین عشقم محمد امین ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره
نفسم ثمین نفسم ثمین ، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

امین و ثمین عزیزم

من یه مادرم با یه دنیا خاطره مادرانه😊

یک قدم مانده به صبح...

محمدامین عزیزم....مرد کوچولوی مامان..قراره فردا رو دور از هم باشیم....عزیز دل مامان مواظب خودت باش....دلم طاقت یه ثانیه دوری از تو رو نداره...ولی چه کنم که چاره ای ندارم....می بوسمت عسلم....   گل دختر من....ثمین عزیزم...دلم برا ورجه وورجه هات تو شکم مامانی تنگ میشه...الهی مامان فدات شه که این چن وقت آخر آروم تر بودی...مامانی ببخشید اگه اذیت شدی...دوست دارم و خوشحالم که از فردا تو بغل من میخابی....مامانی تو و داداشی رو به خدای پاک و مهربونی که منو لایق داشتن موجودات نازنینی مثل شما دونسته میسپرم....   فردا میرم تا به امید خدا با یه فرشته تو بغلم برگردم پیش همسر مهربونم....رامین عزیزم...ممنون به خاطر همه زحماتی که تا...
15 خرداد 1393

برای شکوفه های باغ زندگیم...

گل  پسر مامان سلام...هزار ماشاالله هر روز که میگذره آقا تر میشی....چند روز پیش بردمت بهداشت برا واکسن 18 ماهگیت...عزیز دل مامان اولش خیلی گریه کردی به خصوص که اینبار بابایی هم نبود و من تنهایی نمیتونستم آرومت کنم...بعد از ظهرش هم پات گرفته بود و نمیتونستی راه بری که شکر خدا با کیسه آب گرم خیلی بهتر شدی ..فقط یکم موقع قطره خوردن اذیت میکردی که شکر خدا با هر سختی بود به خوبی و خوشی تموم شد.... جدیدا شروع کردم باهات کارتای دید آموز رو کار میکنم...ماشالا خیلی زود یاد میگیری ولی نمیدونم چرا زودی هم خسته میشی و مچالشون میکنی کلمه های جدید زیادی بلد شدی...مثل اینا:نی نی (شکم من)... باجی و آبجی ...جا (جاروبرقی)...خخخ(هر چی که بخای...
11 خرداد 1393
1